همیشه بت میگم که اگه میخوای تا چندین ساعت حالم در بالاترین حد باشه،منو «جان ودلم» صدا کن! پس خودمم اینجوری شروع میکنم، بااینکه میدونم معیارامون خیلی فرق داره واسه اینکه حالمون خوب باشه:

جان و دلم! میدونم زندگی خیلی بالا و پایین داره. میدونم در روی یه پاشنه نمیچرخه. اصن هر ضرب المثلی بااین مضمون بخوای برات میارم! تو فقط بگو تو کدومشون نوشته رواست که به خاطر ظلم دنیا و روزگار، اون بیچاره ای رو برونی از خودت که عشق تو لالش کرده؟ هان؟!

 همسر جان آینده! بیا از همین اول چنتا قرار بذاریم با هم...یک اینکه هر دو آدمیم و برابر. نه فمینیست باشیم نه مردسالار! دوم اینکه بدونیم باهم فرق داریم. تو مردی و یه سری احساسات توت قوی تره، منم زنم و یه سری دیگه چیزا روم خیلی اثر داره. من شنیدم که خدا هیچ مردیو شرمنده زن و بچش نکنه، ولی با همه وجودم حسش نکردم. تو هم شاید شنیدی که آخ از نیاز به توجهی که زن میخواد از مردش! اما شنیدن کی بود مانند دیدن؟

 اگه یه جاهایی زندگی زمینت زد، به سازت نرقصید، فقط بگو که غمگینی و چند ساعت یا چند روز وقت میخوای. ولی منو نرنجون! نذار فکر اینکه از چشمت افتادم یا ازم ناراحتی، تو دلم جوونه بزنه. آخه شما مردی! چه میدونی از یه نگاه نکردنت یا زبونم لال، سرد بودنت، یه زن تو تنهاییش و خلوتش، چیا که نمیبافه بهم....نمیدونی چه سناریو نویس قهاریم....ولی یهو میبینی افتادی وسط داستانی که از غلط اشتباهه! نکن جان و دلم....با خودت و من این کارو نکن!