نمیدونم چند نفر از کسایی که این مطلبو میخونن، تا حالا احساس کردن که هیچ کار مفیدی انجام ندادن؛ اونی نیستن که دلشون می خواد ودلشون خواسته باشهیه تغییر اساسی تو زندگیشون به وجود بیارن که بتونن به برنامه ها و کارای مختلف برسن و هدف گذاری کنن و حالشون خوب باشه!

چند ماه دیگه، من وارد بیست و پنج سالگی میشم...وقتایی که نوجوون بودم و به این سن فکر می کردم، حتی از ذهنمم نمیگذشت همچین موقعیتی داشته باشم:

یه لیسانسی که معدلش پایینه و دوستش ندارم، وزن زیاد، روابط اجتماعی محدود، بدون هیچ هنر یا مهارت خاصی و بدون اعتماد به نفس و بیکار! وضعیتم واقعا اسفباره به نظرم! چیزی که باعث میشه تحمل این شرایط خیلی سخت باشه، اینه که « من دوست ندارم اینجوری زندگی کنم»

همه راز زندگی تو همین جملس! همیشه وقتی مامانم میگفت درس بخون، ورزش کن و...، جواب میدادم لازم نیست همه فوق العاده باشن، مهم اینه که آدم از زندگیش لذت ببره! هنوزم به این جمله معتقدم؛ ولی فهمیدم که من از استراحت مطلق لذت نمیبرم! دوست دارم فعال و با برنامه باشم. دوست دارم کارای مهم بکنم و حداقل واسه خودم مفید باشم. این روش زندگی، چیزیه که من دوسش دارم و تصمیم گرفتم به تنبلی ذاتی و زیاد خودم غلبه کنم تا بتونم از زندگیم لذت ببرم و راضی باشم.

یکی دو ماهه که تحقیقاتم در مورد این موضوعو شروع کردم. کتاب «پروژه شادی» یکی از مهم ترین منابعم بود. خیلی سایتای ایرانی و خارجی رو گشتم و کلی کلیپ و صوت انگیزشی و آموزشی دیدم و شنیدم. نکات جالبی پیدا کردم و تصمیم گرفتم تا عید 96، تغییر توی زندگیم ایجاد کنم تا از یه آدم بیکار و خسته که همش سرش توی گوشیه، تبدیل به آدمی بشم که برای هرروزش ساعت ها برنامه داره! این پروژه رو انشاالله از فردا تو این وبلاگ شروع میکنم. اگه کسی هست که دوست داره تو این پروژه با من باشه، خیلی خوشحال میشم که نظرشو بشنوم!